مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و شب جمعه
کربلا گـفـتم، دلم لـرزید، گفتم: یا حسین اشک روی گونهام غلتید، گفتم: یا حسین باد سـرگـرم نـوازش بود با گـلـبـرگها باغبان هر شاخه گل را چید، گفتم: یا حسین ابرهای آسمان گلرنگ شد وقت غروب رفت در دریای خون خورشید، گفتم: یا حسین رد شدم از صحن سقاخانۀ «شهر بهشت» هر کبوتر آب مینوشید، گفتم: یا حسین داشتم در دست خود تسبیح سرخی از عقیق دانههایش هر طرف پاشید، گفتم: یا حسین نام «ثـارالله» را بـردنـد هفـتاد و دو بار خاطرات جبهه شد تجدید، گفتم: یا حسین حاجیان «روز دهم» گفتند در کوی منا عید قربان است، ما را عید، گفتم: یا حسین در طواف کعبۀ ششگوشه، از من بیدلی، معـنی لـبیک را پرسید، گـفتم: یا حسین قاری قرآن تلاوت کرد از اصحاب کهف برگ قرآن را که میبوسید، گفتم: یا حسین چشم در چشم برادر، دست در دست پدر دختری معصوم میخندید، گفتم: یا حسین شیـرخـواری نازنین با لایلایِ مادرش در دل گهواره میخوابید، گفتم: یا حسین از شقـایق رسم عشق و عاشقی آموخـتم هر کسی داغ برادر دید، گفتم: یا حسین |